از چی بگم.....

هر بار قهر می کردی
می دونستم فرداش بر می گردی
آره داشتیم چن جا زنگ تفری
ولی هر دفه باز
میومدم بکنم من از سرت باز
بگم تو دلمی خوشگلمی کوکتلمی
حسمو می گیری مثه کوک رو لبمی
همه چی شرو بشه دوباره از نو دو قدمی
گرفتی اطمینانمو
تحمل می کردی توی چتیام منو
تو و من بود مثه سریالمو
نگا می کردم خوب می کرد خیلی حالمو
با هم ولی بودیم دو تا آدم تک
که می شدیم توی آلبوما با همه تگ (!)
ولی فصلا رد شدن و دستا سرد شدن
حرفا بد شدن و ظرفا پرت شدن
من و تو که بودیم همش هی تو چش
دیگه زیادیم واسه هم غی رو چشم
کاری نمیشه کرد ندیم هی طولش
آره حیف بودش
ولی بیا واقع بین باشیم
اگه عاشقیم باشیم
ولی جدا از هم مثه تاپ و جین باشیم
سیاوش اگه دیگه سیجل تو نیست
نکن پیرنتو خیس
چون که رابطه رو دیگه دیدیم اکثر چیزاشو
غذا که تمومه باید از سر میز پا شد

اگه بت گفتم که سرنوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور نه نه نکنی باور
اگه بت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور نه نه نکنی باور

توی بغل تو بودش فقط لیتو
توی سختی ها با تو مثه علف صب
رسیدیم آخرشو
سخته باورش تو
ولی باورش کن
هنوز یادمه چون
رفتیم تا تهشو خوب بود همه چی
می دونستم لبات میدن طعم چی
نکشیم پایین همو
ارزشمون بیشتر از آدمی که هست جلو آینه مو
اول صب
می کردم من صبونه درست
برات داغ می کردم شیر و نوتلا با تُست
تا وقتی مسئولیت خونه ما با توست
همه چی رو به را درست
ولی اشکام ریختن شونه هاتو شست
خیلی چیزا گفتم که الان پشیمونم
صورتم سفیده مثه گچ خونه م
گفتی بچگونم ولی دیدی لشی تو من
دوس دارم رنگامون بازم پخش شه تو هم
ولی سیا سفیدیم
از هم چیا که دیدیم
سوار زندگی بودیم الان پیاده میریم
تو هم دیگه هرچی ایراده دیدی
شاید همدیگه رو اصن زیادی دیدیم

اگه بت گفتم که سرنوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور نه نه نکنی باور
اگه بت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور نه نه نکنی باور

همه چی خوب بود و آروم
انگار زندگیَم جور بود بامون
بوت بود پامون
رو برفا و برگا
خاطره ها داشتیم ما هر بار و هر جا
تو سرما و گرما
ولی الان که دیگه وقتی بغل همیمم کسی دیگه سلام نمیگه
چون برام رسیده همه دلارا رو هم
مثه فوتبال آمریکایی کلاها تو هم
مثه خمارا تو ترک
یهو صداها بلند می شد
در و همسایه همه چراغا روشن می شد
چرا با تو جنگ می شد
چیه تقصیر من بوده نه ؟
که رو نِرو همیم
مثه دندون عقل کمبود وقت
واست گذاشتم و زدم بیرون از خونه شب
همش عوض می شدم مثه روزای تقویم
سرد بودم بات مثه سوزای بد خیم
الان دم خونه دو تا چمدونه
کارای بچگونه
بختمون آب شد سالوادور دالی
عکسمون قاب شد
ولی جاتو خالی
پ دیگه کاری باری ؟

اگه بت گفتم که سرنوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور نه نه نکنی باور
اگه بت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست
نه نکنی باور نه نه نکنی باور

شب زدی حرفتو
آتیش زدی عکستو
حرفتو پس بگیر
گفتی ازم خسته ای
گفتی که از این ببعد
این یه قدر رابطه رو
می ندازی دورمی ندازی دور

اگه بت گفتم که سرنوشت بوده
داستانمون بد و زشت بوده
نه نکنی باور نه نه نکنی باور
اگه بت گفتم که دیگه راهی نیست
خونمون بی تو خالی نیست

نه نکنی باور نه نه نکنی باور


محمد

تاريخ دوشنبه ششم شهریور 1391سـاعت 19:8 نويسنده پریا♥
яima